عنکبوت زدگی

by admin

عنکبوت زدگی

در دنیا تمام موجودات اعم از پرنده وچرنده، گوشت خوار وگیاه خوار در یک صفت وخصیصه باهم شریکند و آن اینکه در باد وباران، زیر سقف وآشیانی پناه بگیرند ونفسی براحت برآورند. اما تا جائیکه من خبر دارم از آنشمار فقط دوتا زنده جان از دیگران فرق دارند یکی ما افغانها ودیگر عنگبوتها! شنیده ام که عنکبوتها بعد از روزها سعی وتلاش تار می تنند وسفق ودر ودیواری برای شان آباد می کنند اما همینکه کار ساختمان آشیان شان به پایان رسید دست واستین بر میزنند و با هر چه دم دست شان بود آن خانه ولانه را خراب می کنند و باز این کار را از سر می گیرند

آن دیگری که ما هستیم، به تقلید عنکبوتها با ماه ها مرارت وخواری خانه وپناهگاهی برای خود درست می کنیم و بعد از اتمام کار، با بیل وبلدوزر ساختمام نوآباد را بر سر خود منهدم می کنیم تا زیر سفق خود ساخته با صد خواری و خفت بمیریم.
ولی بین ما عنکبوتها یک تفاوت کلی وجود دارد و آن اینکه آنها خانه خود را بر سر خویش ویران می کنند و کاری به کاری همسایه ، کوچگی وخواهر وبرادر خود ندارند، بالعکس ما با جنون مضاعف همهست وبود خود وهمهست وبود هموطن خود را به باد فنا میدهیم، ودر اصطلاح به این میگویند «Vandalism!»

جنگهای میان گروهی بین سالهای 1371 ـ 1374 نمونهء بارز این ادعاست. کسانیکه آن رویدادها را دیه ویا قصه هایش را شنیده اند بیاد دارند که در آن سالها گله های گرگهااز چند طرف هم یکدیگر را میدریدند وهم مردم را ـ مردمی را که نه پای فرار داشتند ونه توان ماندن را. از فرط ناتوانی راه های زمین وآسمان بروی شان بسته شده بود. اسناد و شواهد زنده به اثبات رسانده اند که توانمندی هر هموطن ما از بد حادثه ! متناسب به توان جیب و امکانات شان بود. ثروتمندترین آدمها به به دور دست ترین و امن ترین جاها پناه بردند وکوچیدند و فقیرترین ومستاصل ترین آدمها در متن و بطن دوزخ کابل سوختند و زنده کباب شدند ـ این وضعیت ا می توان « عنکبوت زدگی!» نامید ـ جنون و صرع ریشه داری که خبر از فطرت خبیث وخون آشام شماری از آدم نمایهای معمم میدهد که با بی پروایی تمام ، از روی نعش آن هزارها مسلمان یاده دل گذشتند و یکی از هولناکترین فجایع بشری را شکل دادند. اکنون که کشورهای زیادی کمر به به ابادی افغانستان بسته اند بازهم همان خصیصه وبرانگری در تمام عرصه ها خدمات آنها را در کار بازسازی نقش بر اب می کند. اگر بنای یک شفاخانه را به اتمام میرسانند ما با استفاده از فرصت آن بنای شریف را آتش میزنیم

همچنین اگر یکی از کشورهای مددرسان با صرف مبالغ هنگفتی میخواهد کوره راهی تسطیح و پخته کند شباشب بر سر مهندسان و کارگزان آن نهاد نازل می شویم، شماری از آن خدمتگذارها را سر میبریم و ماری را گروگان می گیریم تا از طرق مختلف آن اسرا را وجه المصالحه قرار میدهیم ودر ازاء بازسپاری آن بیچاره ها پولی به جیب بزنیم وخدمت آنها را با خیانت پاسخ بگوئیم

از این قبیل تعداد زیادی از مکتب وموسسهء مدنی واجتماعی و انسان کاردان چون معلم وداکتر ومهندس و پرستار ونجار وگلکار و نجار قربانی بیماری « عنکبوت زدگی!» شدند وسرزمین ما را تلی از خاکستر مبدل کردند.
باید از خود بپرسیم که چرا چنین؟
مگر ما کور و کر، حیوان درنده و غول بیابان هستیمکه پیشرفت و رتقی و امن وآرامش، رفاه روحی و جسمی را دیه نداریم و خود تیشه بر تیشه خویش میزنیم؟

پاسخ این سوال اینست که ما دنیا را در قطی نسوار! می بینیم در قطی کوچک مادهء تخدیر کنندهء که از عرض، طول ، پهنا و گسترهء دیدگاه های ما میکاهد واجازه نمیدهد که جهان پیرامون خود را با تمام وسعت آن ببینم و تمامت دیدنی ها را در مقیاس واقعی آن باور کنیم. به این میگویند کوتاه نظری! بیماری ساری ومزمنی که گریبان همگان را گرفته است.
تا وقتیکه پرامترهای ما نسبت به دنیا و عقبا، عدالت و طلم، دموکراسی و ستمبارگی تغییر نکند ما کماکان در منجلاب کژاندیشی دست و پا خواهیم زد. باشد که هر چه زودتر خود را تغییر بدهیم وبا تغییر دادن! به روشن اندیشی برسیم

داکتر اکرم عثمان