نمك پاشید و رفـت

by admin

نمك پاشید و رفـت

سیـب سـرخی را بـه من بخشیـد و رفـت

عاقبـت بر عشـق مـن خنـدیـد و رفـت

اشـك در چشمــان سـردم حلقــه زد

بـی مـرو‏ت گریـه ام را دیــد و رفـت

چشـم از مـن كنـد و دل از مـن بریـد

حـال بیمـار مــرا فهـمیــد و رفـت

بـا غـم هجــرش مــدارا مـی كنـم

گـر چـه بر زخمــم نمك پاشید و رفـت