چشم روشني

by admin

چشم روشني

مي شود روشني چشم من از در برسد؟
انتظار من از امروز به آخر برسد؟
حسرت يك گل از آن باغ پر از سبزه و گل
در دلم مانده كه تا ماه منور برسد
در كويري كه پر از سوز و پر از تشنگي است
مي شود شبنمي از آيه كوثر برسد؟
خشكسالي كه در اين مزرعه سبز من است
مي شود با گل نرگس همه آخر برسد؟
دل مجنون من و دوري ليلا به كنار
تير هر سرزنشي بر دل و بر سر برسد
خاطراتي كه پر از قصه غمهاي من است
شاد مي گردد اگر آن لب شكر برسد
عيد «قربان» و صفاي دلم اندر حرمت
شود آن لحظه كه آرامش هاجر برسد