بایست دنیا ، بایست دنیا من می خواهم پیاده شوم

by admin

بایست دنیا ، بایست دنیا من می خواهم پیاده شوم

من ديگر خسته شدم بس كه چشمایم بارا ني است

پس دلم تا كي فضاي غصه را مهما ني است

بس است برایم تحمل اين همه غم

بس است جنگ بي ثمر براي هر زياد و كم

وقتي فايده اي ندارد غصه خوردن برای  چي

برای عشق هاي میان خالي ساده مردن برای چي

نميخواهم چوب حراجي(لیلامی) را به قلبم بزنم

نميخواهم گناه بي عشقي بافتد به گردنم

همه حرف خوب ميزنند اما كي خوبه اين وسط

بد و خوبش با شما ما كه رسيديم تۀ خط

قربونت بروم خدا چقدر غريبي است در زمين

آری دنيا را نخواستيم با دل خودت نبين

اين همه چرخيدي و چرخوندي آخرش چي شد

آن تکت شانس دائم بگو قسمت كي شد

همه درويش همه عارف جاي عاشق پس كجاست؟

اين همه طلسم و ورد جاي خوشی برای دعا كجاست؟

نميخواهم در به در پيچ و خم اين جاده شوم

برای آتش همه یک هيزم آماده شوم

يا یک موجود كم و خالي پرافاده شوم

بایست دنيا ، بایست دنيا من ميخواهم پياده شم