خروج ممنوع

by admin

خروج ممنوع

اگر روزی شاد بودی، بلند نخند كه غم بیدار نشود و اگر یک روز غمگین بودی، آرام گریه كن تا شادی ناامید نشوداگر میدانستی که چقدر دوستت دارم هیچ گاه برای امدنت باران را بهانه نمی کردی رنگین کمان من   از کسی که دوستش داری ساده دست نکش. شاید دیگه هیچ کس را مثل اودوست نداشته باشی و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن .چون شاید هیچ وقت ،هیچ کس تو را مثل او دوست نداشته باشد 

 

 احتیاط باید کرد ، همه چیز کهنه می شود و اگر کوتاهی کنیم عشق نیز . بهانه ها جای حس عاشقانه را خوب می گیرند

          چطور بگویم که دلتنگ توام تویی که مونس شب های دل بی قراری ام بودی چطور بگویم که باغ دلم به غم نشسته واز دوری تو دلتنگ شده؟ چطور بگویم که وجود تو… گرمای صدای دلنشین توبه من آشفته زندگی می بخشد؟ چطور بگم که این دل بی طاقت بهانه تو را می گیرد؟ چطور بگویم که دستانم گرمی دستانت را می خواهد؟ ای تنهاترین ستاره زندگی من پشت پنجره دل تنگم به انتظار لحظه با تو بودن می مانم تا با آمدنت دل بی قرارم را آرام کنی  

  پرسید

 به خاطر كی زنده هستی؟ با اینكه دلم می خواست با تمام وجودم داد بزنم

“بخاطر تو” بهش گفتم به خاطر هیچ كس. پرسید پس به خاطر چه زنده

 هستی؟ با اینكه دلم فریاد میزد “به خاطر تو” با یك بغض غمگین گفتم به

خاطر هیچ چیز. ازش پرسیدم تو به خاطر چی زنده هستی؟ در حالیكه اشك

 تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر كسی كه به خاطر هیچ زنده

 است

تو را نگاه می کنم خورشید چند برابر می شود و روز را روشن می کند! بیدار شو با قلب و سر رنگین خود بد شگونی شب را بگیر تو را نگاه می کنم و همه چیز عریان می شود زورق ها در آب های کم عمقند… خلاصه کنم:دریا بی عشق سرد است! جهان این گونه آغاز می شود: موج ها گهواره ی آسمان را می جنبانند (تو در میان ملافه ها جا به جا می شوی وخواب را فرا می خوانی) بیدار شو تا از پی ات روان شوم تنم بی تاب تعقیب توست! می خواهم عمرم را با عشق تو سر کنم از دروازه ی سپیده تا دریچه ی شب می خواهم با بیداریِ تو رویا ببینم