آیا دروغ واقعآ پدیده­ای است كه سرمايه اجتماعی و دینی یک جامعه را به نابودى مى­كشاند؟

by admin

 آیا دروغ واقعآ پدیده­ای است كه سرمايه اجتماعی و دینی یک جامعه را به نابودى مى­كشاند؟   

      رواج یک ضد ارزش و رذالت  اخلاقی به نام «دروغ» در فرهنگ رفتاری امروزین جامعه ما، واقعیتی است که می­باید واقع بینانه با آن مواجه شد و در جهت درمانش کوشید. اخلاق نیک، از بنیادهای یک جامعه سالم و پویا و مدنی است، و رذیلت های اخلاقی، که دروغ و ناراستی، کلید همه آنهاست، می­تواند بشدت مخرب و مخاطره آفرین باشد. این در حالی است که اکثر مردم، دروغ را گناهی کوچک و عادی تلقی می­کنند و با اینکه هم در متون آیینی و معنوی، و هم در تمام فلسفه­های اخلاقی، دروغ حتی در شکل کوچک آن، به شدیدترین وجهی نکوهش شده حساسیت لازم برای پرهیز و احتراز از آن، آنگونه که می­شاید، در جامعه وجود ندارد

1

      مهمترين سرمايه يك جامعه، اعتماد میان اعضای آن و اطمينان عمومى است. و مهمترين پدیده­ای كه اين سرمايه اجتماعی را به نابودى مى­كشاند دروغ و خيانت و تقلّب است. جامعه­ای را تصور نمایید  که در آن، دروغگویی قاعده باشد. زیستن در میان چنین مردمی، بسیار دشوار و پرهزینه است.  اعتماد متقابل، به پایین­ترین حد خود تنزل می­یابد. روابط افراد نازیبا و غیر اخلاقی خواهد شد. نیز چنین جامعه­ای کمترین شباهتی را با یک جامعه معنوی و سالم و پویا و اخلاقمدار و رو به رشد و بالندگی خواهد داشت. به همین لحاظ، پیشوایان معنوی ما، دروغ را مقدمه­ای بر سایر معاصی و تباهی­ها شمرده­اند. چنان که حضرت رسول فرموده است: «از دروغ بپرهيزيد; زيرا دروغ به بدكارى مى­كشاند، و بدكارى انسان را به جهنم مى­كشاند.» (2) و در این زمینه، امام محمد باقر فرموده است: «خداوند متعال برای شر و بدی قفلهایی قرار داده و کلید آن قفلها شراب است و دروغ از شراب هم بدتر است.» (3)  و امام حسن عسکری فرموده است: «تمام پلیدیها در خانه­ای نهاده شده و کلید آن دروغ است.» (4)

      نخستین گام برای اشاعه دروغگویی، شکسته شدن قبح و اصطلاحا تابوی دروغ است. در جامعه­ای که دروغگویی، گونه­ای رندی و زرنگی به شمار آید و مردم با شنیدن سخن دروغ، لبخندی حاکی از رضایت و شعف بر لبان خود ظاهر سازند، طبیعتا دروغگویی رواج می­یابد

      روانشناسان، عمدتا دلیل و علت اصلی دروغگویی را در احساس حقارت و کمبود فرد می­دانند. در اکثر افرادی که به دروغگویی عادت دارند، ویژگی­های شخصیت نوروتیک (روان نژند) مشاهده می­شود. در احادیث نبوی نیز ذکر شده است که «دروغگو دروغ نمي­گويد مگر به سبب حقارتي كه در نفس خود احساس مي­كند.» (5). اما همین دروغگویی، به دلیل اینکه به تدریج اعتبار و آبروی فرد را از بین می­برد و او را نزد مردم رسوا و روسیاه می­کند (6) خواه ناخواه شرایطی را برای فرد ایجاد خواهد کرد که به تشدید روان نژندی او می­انجامد. از کودکی که درس چوپان دروغگو را می‌خواندیم، قابل فهم بود که عواقب دروغ چگونه گریبان دروغگو را می‌گیرد، و در مثل فارسی نیز داریم که «ماه پشت ابر نمی­ماند.» و باز در مثل فارسی برخاسته از روایات اهل بیت داریم که «دروغگو کم حافظه است.» (7) و  به قول حضرت حافظ: «…تا سیه روی شود آنکه دروغش باشد!» بنابراین تبعات دروغ، بیش از پیش مرتکب آنرا به انزوا و حقارت و عدم محبوبیت سوق می­دهد. ولی گفته­اند که «خود کرده را تدبیر نیست

      طبق روایت دیگر از مولای عارفان و نیز نظریه اثبات شده­ای در دانش روانشناسی، یکی دیگر از سرچشمه­های دروغگویی، ترس و بزدلی است. (8) کسی که دروغ میگوید ترسو است. ترس و اضطراب از دست دادن چیزی یا به دست نیاوردن آن. ترس از رسیدن یا نرسین به جایگاه و مقام ویا ترس از آبرو و یا… بر او مستولی است. اما دروغگویی و تقلب نه تنها این احساس ترس و اضطراب را فرونمی­نشاند، که به شدت تشویش و ناآرامی می­افزاید. منابع اهل سنت از قول امام حسن مجتبی و ایشان از قول پیامبر اکرم نقل کرده­اند که: «راستگويى [مايه] آرامش و دروغگويى [مايه] تشويش است.» (9) لیکن «آنرا که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟

      حال که در این کوتاه سخن، پدیده دروغ را از جنبه­های مختلف آن بر سبیل ایجاز بررسی کردیم، می­باید به نکته­ای مهم نیز اشاره شود، و آن اینکه استثنائی هم درباره جواز دروغ در دین و اخلاق وجود دارد. و آن، زمانی است که با ادای یک دروغ مصلحتی، بین دو فرد صلح و آشتی برقرار شود. در احادیث متعدد، نیکو بودن این دروغ مورد تأکید قرار گرفته است. پيامبر می­فرمایند: «خداوند، دروغى را كه باعث صلح و آشتى شود دوست دارد و از راستى كه باعث فتنه شود بيزار است.» (10) امام صادق نیز سخنی را که میان مردم صلح برقرار کند، از نوع دیگری می­داند. ایشان فرموده است: «سخن، بر سه گونه است: راست و 

دروغ و اصلاح میان مردم!» (11) و باز حضرت رسول تأکید می­ورزند: «هر كه ميان دو تن اصلاح دهد و سخن نيكوئى بگويد دروغگو نيست‏.» (12) بنا به سروده حافظ لسان الغیب: «از آن گناه که نفعش رسد به غیر، چه باک؟

      و اما، از جمله روشهای درمان دروغ این است که پیش از هر چیز، باید مبتلایان را از عواقب دردناک و آثار سوء معنوی و مادی آن آگاهی داد. و نیز باید متوجه ساخت که اگر چه دروغ در پاره­ای از موارد نفع شخصی دربر دارد ولی سودمندی­اش بسیار آنی و زودگذر است. به همین دلیل است که امام کاظم، خردمندی را در پرهیز از دروغ، ولو در حالی که به نفع خود انسان باشد می­داند. (13) تقویت بینش آینده نگری و توجه به مصالح بلند مدت فرد و جامعه، می­تواند مسبب کاهش این پدیده نافرخنده شود.

      و یکی دیگر از مؤثرترین راهکارهای درمان دروغ، پرورش شخصیت و اعتماد به نفس در افراد و کوشش برای تقویت پایه­های اندیشه معنوی و وجدان گرایانه در دل آنان است. چرا که اگر ایمان و باور معنوی در دل انسان ریشه دار باشد، فرد خود را به این رذیلت اخلاقی آلوده نمی­کند. قرآن مبین می­فرماید: «إِنَّما يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ = دروغ را كسانى مى سازند كه ايمان ندارند» (14

      و باید محیطهای تربیتی و معاشرتی مبتلایان را از وجود افراد دروغگو پاک کرد تا تدریجا طبق اصل محاکات و تاثیرپذیری محیط، وجود آنها از این رذیله پاک گردد

      و در پایان، با دیگر ادیان و مسالک معنوی همنوا شویم. با «زرتشت» که فرمود: «دروغ باید سرنگون شود، دروغ باید نابود گردد و در جهان مادی باید راستی بر دروغ چیره شود.» (15) و «بودا» که به پیروانش تعلیم داد: «نباید با دیگری‌ در تالار دادگری‌ یا در تالار انجمن دروغ بگوید، نباید كسی‌ را وادار به‌ دروغ‌گویی‌ كند، نباید با دروغگو همداستانی‌ كند، باید از ناحقیقت‌ روبگرداند.» (16) و كتاب «كنزاربا» یا صحف آدم مقدس‌ترین كتاب صبی­ها (صائبین مندائی) که فرماید: «ای مومنان، … زبان‌هایتان را به گفتارهای دروغ و ناپسند نیالایید» (17) و

       امام سجاد، دروغ کوچک را موجب جرئت پیدا کردن بر دروغهای بزرگ می­داند: «اِتَّقُوا الكَذِبَ الصَّغيرَ مِنهُ

میلاد پیامبر و امام صادق 

     امروز عید بزرگی است و میلاد حضرت محمد و امام جعفر صادق است. حضرت محمد از مظلومترین چهره های تاریخ است که دوستداران نادان و دشمنان دانا به اهداف او لطمه ها زده اند. اما عمق و ژرفای آموزه های او را انسانهای آینده بهتر خواهند فهمید. به قول یکی از مستشرقین٬ اگر محمد در دعوی خود صادق نبود و اگر قرآن او وحی نبود٬ هرگز جرئت نمی کرد تا این حد مردم را به علم اندوزی و دانش پژوهی دعوت کند. در حقیقت هیچ دین و آیینی به اندازه اسلام٬ پیروانش را دعوت به علم اندوزی نکرده است. من سعی کرده ام در کتاب ۵۰۰ صفحه ای “مسلمانی ز سر گیریم!” که طی روزهای آتی به چاپ میرسد٬ بسیاری بدفهمی ها را نسبت به آیین حضرت محمد توضیح دهم 

      امام جعفر صادق هم دین بزرگی به گردن مسلمانان دارد. آنحضرت که در دوران خود٬ بستر مناسب را برای فعالیت سیاسی نمی دید٬ به فعالیتهای فرهنگی و علمی روی آورد و نه تنها در رشد علوم اسلامی٬ بلکه در رشد علوم طبیعی هم نقش ویژه خود را داشت و حدود ۴۰۰۰ شاگر تربیت کرد و از این رهگذر٬ توانست ارزشهای اصیل دینی و معنوی را برای نسلهای آینده حفظ کند. یکی از اساتید عرفان ما می گفت: “من مدعی ام که در طول تاریخ بشر به هیچ شخصیتی به اندازه امام جعفر صادق دروغ بسته نشده است