داستان های کوتاه وپند آموز

جملات زیبا عبرت آموز

by admin

  جملات زیبا عبرت آموز پس از آنکه جنازه اسکندر را با تشریفات خاصى به اسکندریه منتقل ساختند، حکیمانى از ایران و هند و روم و… که همواره با اسکندر بودند و اسکندر بدون رأى آنها فرمانى صادر نمى‌کرد...

روزی که میرزا تقی خان امیرکبیر گریست

by admin

روزی که میرزا تقی خان امیرکبیر گریست   سال 1264 قمرى، نخستین برنامه‌ى دولت ایران براى واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد. اما چند روز پس از آغاز آبله‌کوبى به امیر کبیر خبر دادند که مردم از روى...

ریسمان ذهنى

by admin

ریسمان ذهنى شیوانا به همراه تعداد زیادى از شاگردان خود صبح زود عازم معبدى در آنسوى کوهستان شدند. ساعتى که راه رفتند به تعدادى دختر و پسر جوان رسیدند که در کنار جاده مشغول استراحت بودند. دختران و پسران...

فرایند پیری و ایام کهولت

by admin

فرایند پیری و ایام کهولت چند دوست قدیمی که همگی ٤٠ سال سن داشتند می‌خواستند باهم قرار بگذارند که شام را با همدیگر صرف کنند و پس از بررسی رستوران‌های مختلف سرانجام باهم توافق کردند که به رستوران چشم‌انداز...

انسان های بزرگ

by admin

انسان های بزرگ روزی روبرت دوونسنزو گلف باز بزرگ آرژانتینی، پس از بردن مسابقه و دریافت چک قهرمانی لبخند بر لب مقابل دوربین خبرنگاران وارد رختکن می شود تا آماده رفتن شود پس از ساعتی، او داخل پارکینگ تک...

ذکاوت حکیمی باهوش

by admin

ذکاوت حکیمی باهوش در زمان های قدیم یک دختر از روی اسب می افتد و باسنش (لگنش) از جایش درمی‌رود. پدر دختر هر حکیمی را به نزد دخترش می‌برد، دختر اجازه نمی‌دهد کسی دست به باسنش بزند, هر چه...

ضرب المثل فوت (پف کردن ) کوزه گری

by admin

ضرب المثل فوت (پف کردن ) کوزه گری استاد کوزه گری بود که خیلی با تجربه بود و کوزه های لعابی که می ساخت خیلی مشتری داشت شاگردی نزد وی کار می کرد که زرنگ بود و استاد به او...

انتخاب

by admin

انتخاب    روزي زن خانه داري از خانه بيرون آمد و در حياط پشتي سه پيرمرد با ريش بلند سفيد ديد. او آنها را نمي شناخت ولي به نظرش آمد گرسنه اند بنابراين آنها را براي صرف غذا دعوت...

بشنو و باور نکن

by admin

بشنو و باور نکن در زمان‌های‌ دور، مرد خسیسی زندگی می کرد. او تعدادی شیشه برای پنجره های خانه اش سفارش داده بود . شیشه بر ، شیشه ها را درون صندوقی گذاشت و به مرد گفت باربری را...

حکایت جالب

by admin

حکایت جالب  دستگاه بنام کمک سیستم زنده گی ( Life support system ) چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان(شفاخانه) معروف ، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند...

Page 1 of 13123»